نگاشته شده توسط: daneshe | ژوئن 28, 2009

بابک روشن ضمیر

باران عبارت از آب است .در مرحله نخست باید در مورد آب کمی تحقیق کنیم

.

آب

.
معلومات اول:
در حدود کمتر از دوهزاروپنجصد سال قبل از امروزفیلسوف یونانی بنام دموکریتوس ادعا نمود که اگر یک جسم را به دو حصه تقسیم کنم و بعد یکی از این دو حصه را باز هم به دو حصه تقسیم کنیم و این عمل تقسیم کردن را ادامه بدهیم ،بالاخره به لحظه ای میرسیم که دیگر آن ذره را تقسیم نموده نمیتوانیم.و به این ذره اسم اتم که به معنی غیر قابل تقسیم میباشد گذارد.این عبارت از کوچکترین ذره است.پس تمام اشیا و تمام جهان،از ذرات کوچک غیر قابل تقسیم ساخته شده اند.در تاریخ بشر این اولین نگاه فلسفی ذره وی با مفهوم غیر قابل تقسیم بودن آن ذره اظهار گردید.سالهای زیادی تا زمان گالیله و نیوتن کسی در مورد اتم وغیره ، صحبت قابل بحثی را ننمود.اما اساسی ترین گام ها در این دو قرن اخیربرداشته شد.با کار و تشریحات و نظریات دانشمندانی چون نیلز بور،دالتون،وغیره بشر به صورت عمیق تر با اتم اشنا گردیدند.در اواخر قرن نزدهم(1897 میلادی) با شناخت الکترون در مدار اتم ،دانشمندان پی بردند که ادعا های ابتدائی در مورد شکسته ناشدن اتم درست نیست. اتم را میتوان شکست.و به همین ترتیب شناخت انسانها با اجزای اتم وسعت یافت.اما در هر صورت امروز اتم را به حیث کوچکترین واحد یک عنصر میشناسند.
ساختمان اتم:از نگاه ساختمان، اتم را به دو حصه تقسیم مینمایند.قسمت هسته اتم و قسمت دیگر آن مدار( و یا مدار های) اتم میباشد.برای آنکه موضوع را بهتر در نظر مجسم ساخته بتوانیم ،مدل آفتاب و سیارات نظام شمس را مد نظر قرار میدهیم.هسته یک اتم در مرکز قرار دارد،قسمیکه آفتاب در مرکز قرار دارد.الکترونها در مدار های معینی دور هسته در حالت چرخش قرار دارند،مثل سیارات.
اجزای اتم: در مدار ها:
الکترونها ذرات کوچکی اند با چارچ یا بار برقی (الکتریکی)منفی و جسامت خیلی کوچک.چارچ برقی آن معادل -1,60217653 × 10-19کولومب برق و کتله الکترون معادل با

9,10938215 × 10-31 kg

میباشد کتله الکترون حدود 1836 مراتبه از کتله پروتون کوچکتر است.تعداد الکترون در یک اتم عادی همیشه مساوی به تعداد پروتون در هسته میباشد.با وجود آنکه الکترون در تناسب کتلوی از پروتون خیلی کوچک است اما از نگاه چارچ برقی با هم برابر اند.منتها چارج الکترون منفی است و چارچ پروتون مثبت میباشد

.
اجزای هسته: در هسته اتم ذرات متفاوتی وجود دارند که از نگاه جسامت و از نگاه چارچ برقی از هم فرق دارند.مهم ترین این ذرات عبارت از پروتونها با چارچ مثبت و نیوترونها با چارج حنثی (بدون چارچ)میباشند.متباقی ذرات هسته خیلی کوچک بوده و در محاسبه کتله وغیره تاثیر خیلی اندک دارد فلهذا از تشریح آن صرف نظر میکنیم.

قبلآ هم گفته شد که تعداد الکترونها در مدار ها و تعداد پروتونها در هسته با هم برابر اند.پس اتم ها و یا عناصر نظر به تعداد پروتونهایشان در یک جدول منظم ساخته شده اند.یعنی اتمی که یک پروتون دارد پس یک الکترون هم دارد و در جدول در خانه اول قرار دارد.این را به نام نمبر اتمی هم یاد میکنند.به همین ترتیب اتمی که دو پروتون دارد در خانه دوم و اگر بیست پروتون دارد در خانه بیستم میباشد

.
چون قبلآ هم عرض کردم که در هست اتم ذره دیگری که فاقد چارچ است و در هسته قرار دارد نیوترون میباشد.چون در مقایسه با کتله الکترونها در مدار خیلی بزرگ میباشند فلهذا در محاسبه کتله مقدار کتله هسته مهم است.
کتله یک اتم عبارت از حاصل جمع تعداد پروتون و نیوترونها در هسته میباشد.
تعداد نیوترون میتواند در اتم های عین عنصر متفاوت باشد.مثلآ در اتم هایروژن ، که به سه حالت است.1 آینکه در هسته یک پرونون دارد،2 اینکه در هسته یک پروتون و یک نیوترون دارد.و 3 اینکه در هسته یک پروتون و دو نیوترون دارد.چون در هسته هرس یک ،یک پروتون میباشد پس در جدول در خانه اول قرار دارد.اما اگر یک یا دو نیوترن میداشته باشد باز هم در خانه اول است اما کتله اش در حالت دومی دو و در حالت سومی سه میباشد.از هایدروژنی که در هسته اش تعداد نیوترن یک یا دو باشد بنام آب سنگین یاد میکنند که در غنی سازی یورانیوم از آن استفاده میگردد.چون هر سه اتم در جدول در یک خانه قرار دارند بنام ایزوتوپ یاد میگردند.ایزو یعنی مشابه و توپ به معنی موقعیت.در اوکسیژن نیز به همین ترتیب که دارای هشت الکترون،هشت پروتون میباشد.پس در جدول در خانه هشتم قرار دارد.به همین ترتیب ایزوتوپ هایش از قرار هشت،نه و ده میباشد یعنی کتله اولی 16،کتله دومی 17 و کتله سومی 18 میباشد.
اتم کاربن دارای شش الکترون در مدار ها،شش پروتون در هسته میباشد.پس در جدول در خانه ششم قرار دارد.اما تعداد نیوترونهایش شش،هفت و هشت است.پس کتله شان 12، 13و 14 است.تعداد پروتون را بنام نمبر اتمی هم یاد میکنند.از تغییر ایزوتوپ کاربن 14 به کاربن 12 میتوانیم به محاسبه عمر بقایای یک حیوان و یا نبات مرده برسیم.اتم کاربن میتواند حد اکثر چهار رابطه اشتراکی اداشته باشد.

روابط اتم ها:

 

.
اتم هایدروژن که دارای یک الکترون است مهمترین شکل روابط به دو صورت است اول روابط اشتراکی ( )که در آن اتم ها الکترونهای خود را با همدیگر مشترک میگذارند.در باره تعدا و نوعیت آن بعدآ صحبت میکنیم.روابط دیگر عبارت از روابط ایونی میباشد.درروابط ایونی الکترون یک اتم توسط اتم دیگر گرفته میشود.حال اگر اتمی که الکترون از دست داده نظر به اینکه تعداد چارچ منفی اش کمتر میشود پس حالت توازن و مساوت چارچ مثبت و منفی بر هم میخورد.به اینترتیب با از دست دادن یک الکترون یک چارچ مثبت و با از دست دادن دو الکترون دو چارچ مثبت را بالای اتم مینویسند.در مقابل اتم طرف دیگر با دریافت یک الکترون یک چارچ منفی اش زیاد میگردد و با اخذ دو الکترون دو چارچ منفی اش زیاد میگردد.
مولیکولها:.
سمبول های عناصر:
هر عنصر از خود نامی دارد،بعضی نام ها قدیمی و بعضی جدید اند.بعضی عناصر بنام کشور ها و بعضی دیگر بنام دانشمندان نامگذاری شده است.تعداد زیاد عناصر اسم لاتین دارند.برای آسان سازی سازی در نوشتن ،حرف اول نام هر عنصر را به شکل حرف بزرگ مینویسند.در صورتیکه حرف اول در یک عنص دیگر تکرار شده باشد از حرف دوم و یا سوم وغیره به شکل حرف خورد مینویسند
هایدروژن:
سمبول عنصر هایدروژن حرف ( )است.دارای یک الکترون و یک پروتون در هسته است.هایدروژن قابلیت بر قراری یک رابط را دارد.یا یک الکترون خود را با اتم دیکر مشترک میگذارد و یا به صورت ایونی آنرااز دست میدهد که به اینترتیب چارچ ایون هایدروژن مثبت میگردد.
اوکسیژن:اتم اوکسیژن دارای هشت الکترون است.دو الکترون در مدار اصلی اول،و شش الکترون در مدار اصلی دوم.اوکسیژن میتواند بصورت عادی دو رابطه اشتراکی را بر قرار نماید.در طبیعت بصورت دو اتمی و یا سه اتم مثل اوزون وجود داشته باشد.ما برای ادامه حیات به اوکسیژن دو اتمی نیاز داریم.
آب.حالات فزیکی جامد،مایع وگاز:تمام عناصر ومرکبات از اتم ها و یا از اجتماع اتم ها (مولیکولها)ساخته شده اند.اگر مثال آب را باز هم مد نظر قرار بدهیم میبینیم که آب میتواند در یک فشار معین با ازدیاد و کاستن درجه حرارت حالات فزیکی خود را تغیر بدهند.از درجه برودت صفر به پاهین به حالت جامد که عبارت از یخ میباشد قرار دارد.از صفر الی صد درجه سانتیگراد به حالت مایع و از آن به بالا به حالت گاز در میاید که بنام بخار آب یاد میکنیم.
فاصله بین مولیکولهای یک عنصر و یا یک مرکب در حالت جامد بهم نزدیکتر میباشد( در اینجا در آب پل های هایدروژنی نیز رول دارد.)و فاصله در بین مولیکولها در حالت مایع از هم در مقایسه به حالت جامد دورتر میباشد.و در صورتیکه انرژی حرارتی وارد گردد ،با دریافت انرژی فاصله بین مولیکولها (اتم ها)باز هم دور تر شده و مواد به حالت گاز در میاید.پس فرق بین حالات جامد تا گاز مربوط است به فاصله ایجاد شده بین مولیکولها از اثر دریافت انرژی میباشد.
مولیکولهای آب نیز در حالت مایع نظر به درجه حرارت ( مثلآ حرارت اطاق) دارای حرکت میباشند.در جریان حرکت و از اثر تصادم مولیکولها با همدیگر ،همان مولیکولهای آب که در سطح قرار دارد از مایع جدا شده و به حالت بخار با هوا مخلوط میگردد.از همین سبب اگر ظرفی را در حرارت اطاق (مثلآ23 درجه) گذاشته شود بعد از مدتی آب تبخیر و ظرف خالی میشود.

حال در باره ترجمه ایات شماره هفتم تا یازدهم سوره ق یک نظری میاندازیم

مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريستهاند كه چگونه آن را ساخته و زينتش دادهايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست 7

و زمين را گسترديم و در آن لنگر[آسا كوه]ها فرو افكنديم و در آن از هر گونه جفت دلانگيز رويانيديم 8

تا) براى هر بنده توبهكارى بينشافزا و پندآموز باشد) و از آسمان آبى پر بركت فرود آورديم پس بدان [وسيله] باغها و دانه هاى دروكردنى رويانيديم 9

 

و درختان تناور خرما كه خوشه[هاى] روى هم چيده دارند 10اينها همه) براى روزى بندگان [من] است و با آن [آب] سرزمين مردهاى را زنده گردانيديم رستاخيز [نيز] چنين است 11

همه این ایات در لحظه موجود به سرغ ایت نهم تا یازدهم میرویم.بقیه را در فرصت دیگری به خوانش خواهیم گرفت

.

در مورد باران

:

علمی که گردش آب رادر طبیعت مورد مطالعه قرار میدهد عبارت از هایدرولوژی میباشد.(به تصویر نگاه کنی)

هیدرولوژی علمی است که آب کره زمین رامطالعه نموده و در مورد پیدایش ، دورن و توزیع آب در طبیعت وخصوصیات کیمیاوی و فزیکی آب ، تعاملات آب در محیط و ارتباط آب را با موجودات زنده مورد مطالعه قرار میدهد

.

بارنده گی سالانه را در سطح خشکه زمین را در حدود 110 هزار کیلومتر مکعب میدانند.به همین ترتیب سالانه دوباره حدود 70 هزار کیلومتر مکعب آب دوباره تبخیر میگردد.تفاوت 40 هزار( ک م م) عبارت از منابع تجدید شونده آب در سال یاد میکنند.این مقدار اگر مساویانه تقسیم گردد برای هر نفر در کره زمین بالاتر از 7 هزار متر مکعب آب در سال میباشد.اما در عمل متاسفانه این مقدار بصورت مساویانه تقسیم نگردیده است.اگر در محلی یا کشوری،مقدار آب نظر بهتعداد نفر باشنده گان آن در یک سال کمتر از هزار متر مکعب باشد آن کشور را کم آب میگویند.مقدار آب سالان در کشور های کم آب مثلآ مصر 30 متر مکعب، قطر 40،لیبی 160 عربستان 140 متر مکعب در سال است.خود تان میبینید که این کشور ها چقدر کم آب اندمقدارباران معمولآ در سال و یک لیتر در سطح یک متر مربع که بنام میلی متر یاد میگردد محاسبه میگردد.که به همین ترتیب مناطق حاره تا 2500 میلی متر در سال و مناطق صحرایی تا 200 میلی متر در سال بارنده گی دارند.حال به وضوح دیدیم که توزیع باران در تمام زمین برابر و یکسان نیست.در بعضی محلات باران زیاد تر از مناطق دیگر میباشد.برای کمی و یا زیادی مقدار باران عوامل مشخص طبیعی ضرورت است.قراریکه گفته شد در مناطق حاره سالانه تا دونیم متر باران میبارد،همه جا پر از جنگل و همه جا سبزاست.حیوانات و نباتات و انسانها همه زندگی میتوانند.البته نه تنها در مناطق حاره بلکه در هر منطقه که باران به قدر کافی ببارد ،در ضمن اگرباشندگان آن محل از دانش خود کار بگیرند ،همه مردمان آن صاحب یک لقمه نان برای زنده گی خواهند شد.مگر در مناطقی که باران به قدر کفایت نمیبارد،گیاهان خشک،حیوان و انسانها گرسنه و حیات همه به تهدید مرگ همراه میباشد.باریدن و یا نباریدن باران قابل پیشگویی میباشد.انسانها میتوانند حتی چندین روز قبل ،از احتمال باریدن باران مطلع گردند.باریدن باران یک مسئله مشخص طبیعی است که در فوق ذکر کردم .اما انسانها هم در باریدن و یا نباریدن باران نقش مستقیم و یا غیر مستقیم نیز دارند.مثلآ الوده گی محیط زیست ،استعمال موادکیمیاوی برای بارش مصنوعی و یا قطع باران و غیره.اما چیزی که در تمام این جریان دیده نمیشود نقش ماورالطبیعت است.هر قدر جستجوکنید در تمام مراحل دوران آب که شرح دادم،هرگز به مرحله نا شناخته شده نمیرسید که در آن نیروی بالایی دست داشته باشد،مهم تر اینکه اگر توزیع باران بدست یک چنین موجود عادل و توانااست،پس چرا در یک محل اینهمه باران میباراند و در محل دیگری اطفال ،بزرگسالان،مسلمان و غیر مسلمان،حیوان و گیاه همه از بی آبی و تشنگی و گرسنگی هلاک میشوند.آیا این کار نشاندهنده بی عدالتی این ذات بزرگوار نیست؟اگر واقعآ در محلی باران از طرف این ذات بزرگوار باریدن گیرد،نیازی به ابر نباید باشد.باز چرا نیاز به خواندن نماز باران باشد؟مگر خود خداوند ،خشکسالی و نبود ن باران و فاجعه را مشاهده نمیکند؟باز چرا این نباریدن باران طور دوامدار و هزاران سال در مناطق مشخص همسان بوده؟آیا این چه حکمت و امتحان است که خداوند در طول هزاران سال از یک تعدادانسانها و حیوانات و نباتات خود میگیرد؟کدام زمان این امتحان خلاص میشود؟چرا این امتحان را از تمام بشریت نمیگیرد؟آگر دقیق شویم،دیده میشود که این فلسفه باراندن باران توسط خداوند درست نیست.این یک نوع اتهام بی عدالتی به خداوند میباشد

اما قبل از چرخش آب در طبیعت ،یک مثال از چرخش آب در یک محیط کوچکتربدهم،مثلآ اگر در یک محیط کوچک (یک اطاق کوچک)از اثر جوش دادن آب و یا جریان آب گرم وغیره بخارات آب تولید گردد،بعد از مدتی فیصدی بخارات آب در هوای این محیط زیاد میگردد.با تصادم بخارات آب با اجسام سرد در داخل محیط و با تراکم بخارات با همدیگر،اهسته آهسته ،قطراب آب تشکیل و از سقف محیط به پاهین میچکد.حال آگر این چرخش را در طبیعت مورد نظر قرار بدهیم مسله باید قرار ذیل باشد.از اثر تابش آفتاب و حرارت ، آب از سطح ابحار،سطح زمین و نباتات وغیره تبدیل به بخار میگردد.بخارات مذکور بطرف بالا حرکت نموده و با هوا مخلوط میگردند.مقدار موجودیت بخار آب در اتمسفیر(نظر به فیصدی بخارات) را با بارومترمحاسبه میکنند.این بخارات در ارتفاعات بالاتر با جریانات سرد هوا بر خورد مینماید.تراکم این بخارات را بشکل ابر میتوان مشاهده نمود.ابر ها میتوانند با جریانات هوایی از یک محل به محل دیگری برده شوند.در مرحله بعدی ،تراکم بخاراب و بزرگ شدن شان تا حدود قطر نیم میلی مترو بالا تر سبب میگردد تا بخارات مذکور دوباره به شکل قطرات آب در آمده وبه پاهین بریزد.البته ما باریدن این قطرات آب رابنام باران یاد میکنیم.برودت هوا سبب تبدیل باران به ژاله نیز میگردد

.

خلاصه و نتیجه اینکه هیچ نوع نیروی نا شناخته و خارق العاده در باریدن باران نقش ندارد. در علم هایدرولوژی، هیچ نقشی به خداوند قایل نیستند.اگر هستند شما به من نشان بدهید که در کدام بخش؟اگر شما در کدام تحقیق علمی در علم آبشناسی و یا چرخش آب در طبیعت نقشی از خداوند را یافتید که اثبات شده باشد مرا و دیگران را نیز آگاه بسازید.به آرزوی سلامتی تان هستم.در صفحات دیگر باز هم همدیگر را ملاقات خواهیم نمود
: هرگاه به گاز هایدروژن مقداری کمی انرژی حرارتی داده شود ،دفعتآ بصورت انفجاری با اتم اوکسیژن هوا تعامل کرده و آب را میسازد.پس آب در حقیقت از تعامل دو اتم هایدروژن با یک اتم اوکسیژن بدست میاید.آب یک مولیکول خیلی اساسی برای ادامه حیات میباشد.بخش اعظم حجره و ساختمان موجود زنده از آب متشکل است.آب از نگاه ساختمان کیماوی قسمی است که اتم اوکسیژن که در مدار آخری خود شش الکترون دارد و برای هشت ساختن تعداد الکترونهای مدار آخری خود به دو الکترون دیگر نیاز دارد.پس یک اتم اوکسیژن قادر به بر قراری دو رابط با دو اتم هایدروژن میباشد.اگر شکل هندسی این مولیکول را در نظر بگیریم مثل عدد هشت فارسی است که در انتهای یک خط یک هایدروژن و در انتهای خط دومی هایدروژن دومی و در انتهای عدد هشت که دو خط بهم چسپیده اند اتم اوکسیژن قرار دارد.پس مولیکول آب در هندسه فضایی دارای دو زاویه میباشد.زاویه کوچک که دارای ( 104،45درجه )است.و زاویه بزرگ ( 255،55 درجه میباشد)که به این ترتیب مجموع زاویه ها 360 درجه میگردد.چون اتم اوکسیژن دارای شش پروتون است و قدرت کشش بلند تر نظر به هایدروژن دارد،الکترونهای هایدروژن را طرف خود کش میکندپس آن طرفی که اتم های هایدروژن قرار دارد ، قطب مثبت و در طرف دیگر مولیکول آب، در زاویه بزرگ دو جوره الکترون از خود اوکسیژن نیز قرار دارد.قطب مولیکول آب در این حصه منفی میگردد.نتیجه آنکه مولیکول آب یک مولیکول قطبی است یعنی دارای قطب منفی و قطب مثبت.بنابر این خصوصیات دو مولیکول آب با در نظر داشت قطب منفی و مثبت ،که قطب های مخالف همدیگر خود را کش میکنندبا هم میپیوندند.یعنی قطب منفی ملیکول آب اولی با قطب مثبت مولیکول دومی با هم یک یک رابط مقناطیسی برقرار میکنند.این رابطه را بنام پل هایدروژنی یاد میکنند.پس میلیارد ها اتم آب با هم رابط پل هایدروژنی را برقرار نموده و به مولیکول آب خاصیت فزیکی خاص خود را میبخشد
وقتی دو و یا بیشتر اتم با هم یکجا شده و الکترونهای خود را با هم شریک بسازند در این صورت مجموعه بوجود آمده بنام مولیکول یاد میگردد.یک مولیکول میتواند از یکجا شده دو اتم بوجود بیاید و یا اینکه مثل دی ان آ از میلیونها اتم ساخته شده باشداتم های یک عنصر میتوانند با اتم های دیگر عین عنصر و یا با اتم های عناصر دیگری تحت شرایط خاصی روابط برقرار بسازند.اتم هر عنصر دارای قابلیت بر قراری روابط معین نظر به تعداد الکترونهای مدار اخری خود میداشته باشند از دو عنصر ساخته شده است.برای درک بهتر نوشته های بعدی به معلومات ذیل نیاز داریم.پس باید ازابتدا شروع نمائیم.حوصله مند تان آرزوی من است 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements

Responses

  1. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده:موش در کشتی نوح(ع)دارای بچه های زیادی شد و انها بسیار اذیت می کردند به همین علت حضرت نوح به خدا شکایت کرد و در همان لحظه جبرئیل نازل شد و فرمود:ای نوح دست در پشت شیر بکش.

    نوح تا چنین کرد شیر عطسه کرد و از دو سوراخ دماغ او دو گربه نر و ماده بیرون افتاد تا موش ها را دفع کند و چون عذره اهل کشتی زیاد شد، کشتی تعفن گردید که دوباره حضرت نوح به امر خدا دست در پشت فیل کشید که فیل عطسه کرد و از دو سوراخ دماغ او دو خوک نر وماده افتاد و عذره ها را خوردند.
    اینها زاییدی یک ذهن بی خرد است.چه کسی این اراجیف را می پذیرد؟

  2. aban!
    فکر میکنم تو هم به امر خدا و به دست کشیدن نوح بر پشت خر از کونش افتاده باشی. زیرا انسان که اینقدر کودن نمیباشد.
    تشکر از بابک روشنضمیر
    حقبین


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: